از انگيزش تعاريف مختلفي شده می باشد، عده اي انگيزش را ايجاد انگيزه در فرد مي دانند و انگيزه ها به عنوان خواسته ها،نيازها،سائقه ها ،نيروهاي محركه ،آرزوها و علايق درون بشر تعريف مي شوند. صاحبنظران ديگري انگيزش را ايجاد انگيزه مي دانند و مي گويند انگيزه مجموعه پيچيده اي از نيروها ،ميلها،نيازها، حالات تنشي و يا ساير مكانيزمهاي رواني می باشد كه سبب شروع فعاليت و ادامه آن به سمت نيل به اهداف شخصي مي گردد. در اين مفهوم فرد با رسيدن به هدف، نياز خود را تامين و ارضا مي كند . انگيزه ها چراهاي رفتارهستند و سبب پيدايش ،حفظ و تعيين جهت عمومي رفتار در فرد مي گردند. واژه انگيزه و نياز به جاي يكديگر كاربرد دارند. و مراد از هر كدام چيزي در درون بشر می باشد كه سبب حركت،فعاليت و يا رفتار مي گردد. نياز منبع اساسي انگيزش می باشد بنابراين نزديك ترين مفهوم به انگيزش ، نيازهاي فرد می باشد. نيازها سب تحرك و يافتن راههايي براي تامين نياز ميشود.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

انگيزش در مديريت ايجاد ميل، اشتياق و علاقه به بجای آوردن كار،تشويق و جلب رضايت و خشنودي كاركنان از طريق ارضاي نيازهاي منطقي،مادي ، اجتماعي و رواني آنهاست. هدف از مطالعه انگيزش در مديريت آموزشي ، شناخت و درك نيازها، رفتار و شخصيت دانش آموزان،معلمان و كاركنان و هدايت رفتار آنها به سوي رفتاري مطلوب بر اساس تکریم،ارزش ،خودپنداري ،شناخت،خودآگاهي ،عدالت و پي بردن به استعدادها و نيروهاي افراد می باشد. در اين راه معلمان،دانش آموزان و كاركنان نيز مي توانند با پي بردن به نيازها و استعدادهاي نهفته خود ، رفتار و شخصيت خود را به سوي كمال مطلوب هدايت كنند و بارور و شكوفا سازند.

از جهت ديگر ، هنگامي كه از انگيزش در سازمانها سخن مي گوييم ، دست يافتن به رفتارهاي هدفدار و برانگيخته را مد نظر داريم . رفتار برانگيخته داراي سه ويژگي عمده به توضیح زير می باشد:

  • رفتار برانگيخته در جهت رسيدن به يك هدف معين می باشد. فرد يا گروه مي داند كه چه نيازي دارد و چگونه و از چه طريقي مي تواند آن را تامين كند.
  • رفتار برانگيخته داراي دوام و استمرار نسبي و بلند مدت می باشد. رفتار برانگيخته به اين دليل كه تصادفي و بي هدف نيست از ثبات و دوام بيشتري نيز برخوردار می باشد.

رفتار برانگيخته برخاسته از يك احساس نياز دروني می باشد. به گونه معمول رفتار برانگيخته از يك نيروي دروني كه فرد را از درون به حركت وامي دارد سرچشمه مي گيرد.افرادي كه رفتار برانگيخته دارند دلايل رفتار خود را با اصطلاحاتي زیرا انگيزه،ميل،علاقه،نياز و … بيان مي كنند.

 

نيازهاي بشر

نيازهاي بشر به شكلهاي مختلف تقسيم بندي شده می باشد كه برخي از آنها تصریح مي گردد. موري نيازهاي بشر را بدون آنكه براي آنها ترتيب يا سلسله مراتبي قايل باشد به ده عنوان تقسيم مي كند.

  • نياز به كسب موفقيت: بشر دوست دارد كارهاي مشكل را انجام دهد و به اهداف بلند مدت دست يابد. او به كوشش براي كسب موفقيت و پاسخ مثبت به رقابتها تمايل دارد.
  • ميل به پيوستن به گروه: بشر داراي نياز پيوستن به گروه،مردم و دوستان می باشد و مي خواهد از طرف ديگران پذيرفته گردد. او به دوست يابي و اختلاط با مردم تمايل دارد.
  • نياز به ستيزه جويي،درگيري و تهاجم: در ارتباط به اين نياز فرد خيلي زود ناراحت مي گردد . او فكر مي كند كه شايد ديگران مي خواهند به او آسيب برسانند بنا به همين سببب تمايل دارد به ديگران آسيب برساند.
  • نياز به استقلال و آزادي : بشر نياز به استقلال يا خودگرداني دارد و مي خواهد از وابستگيها و انقيادها بگريزد. او گاه براي فرار از وابستگيها و دست يافتن به آزادي ، طغيان مي كند.
  • نياز به نمايش و تظاهر : فرد مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد. به حرف او گوش دهند و يا دور او جمع شوند. همچنين از اينكه بتواند توجه ديگران را به خود جلب كند ، لذت مي برد.
  • نياز به هيجان : فرد با اندك مساله اي به هيجان مي آيد و بدون ملاحظه حرفهاي خود را مي گويد. او مي خواهد با آزادي ، احساسات و آرزوهاي خود را بيان كند.
  • شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              
  • نياز به كمك به ديگران: فرد دوست دارد به ديگران كمك كند. او از اظهار همدردي و مراقبت از ديگران لذت مي برد. همچنين علاقمند می باشد كه مطابق با نياز و دلخواه ديگران كار كند.
  • ميل به نظم : فرد از بي نظمي و از هم پاشيدگي گريزان می باشد. او دوست دارد با نفوذ بر محيط همه چيز سازماندهي گردد و نظم داشته باشد.
  • شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     
  • نياز كسب قدرت: بشر از داشتم توانايي براي كنترل ديگران محيط و افراد لذت مي برد. او دوست دارد نظريات خود را اعمال كند و بر ساير افراد رهبري و فرماندهي داشته باشد.
  • نياز به درك و كشف: فرد دوست دارد به دانش و علوم مختلف دست يابد. او مي خواهد با كنجكاوي و داشتن روحيه پژوهشگري و با بهره گیری از منطق و استدلال وبا تعميم دادن يافته هاي خود ، به حقايق چيزها برسد.

تقسيم بندي ديگر به ((مزلو)) تعلق دارد كه نيازهاي بشر را به پنج گروه تقسيم مي كند . او معتقد می باشد كه در ميان نيازها سلسله مراتب تقدم و تاخر هست. بر اين اساس نيازهاي بشر از نيازهاي جسمي و مادي شروع مي گردد و به نياز خودشناسي ختم مي گردد. او مي گويد قوي ترين نيازها تعيين كنند رفتار هستند و وقتي نيازي ارضا گردید ، از شدت مي افتد و ساير نيازها و بخصوص قوي ترين نيازهاي بعدي جاي نياز ارضا شده را مي گيرند و عامل رفتار يا رفتارهاي جديد مي شوند. سلسله مراتب نيازهاي مزلو و توضیح مختصر آنها به توضیح زير می باشد:

1-نيازهاي فيزيولوژيك: اين نيازها نخستين نيازهاي بشر به عنوان يك موجود زنده به شمار مي آيند و غذا،هوا،خواب،دفع ، توليد مثل و نظاير آن را شامل مي شوند. هر انساني براي زنده ماندن جسم خود بايد غذا بخورد ،تنفس كند و به وقت بخوابد. او حتي نياز به مقادير معيني چربي،كلسيم،قند، پروتئين،ويتامين و هورمونها و…نياز دارد.

2-نيازهاي ايمني و امنيتي : اين نيازها در زمينه آزاد و در امان بودن افراد از خطرات زندگي ،حوادث،جنگها ،بيماريها،ناثباتي اقتصادي،ترس،هيجان، سرما و گرما و..می باشد. ممكن می باشد تامين اين نيازها به صورت آگاهانه و ناآگاهانه ،ارادي يا غير ارادي باشد.

مديريت سازمان مي تواند به صورت مثبت يا منفي از وجود چنين نيازهايي بهره گیری كند. شكل مثبت آن برآوردن نيازها از نظر تامين امنيت در محيط كار،وسايل لازم، تسهيلات و رفاه و شكل منفي آن ترساندن كاركنان از اخراج،جريمه و به خطر انداختن هر يك از نيازهاي ايمني و امنيتي می باشد.