نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

نداشتن «هدف» هم باعث پايين آمدن و كاهش انگيزه براي انجام بهتر كارها مي گردد هدف شايد بيشتر از ديگر امور در آموزش و پرورش و يادگيري موثر باشد زیرا در آموزش و يادگيري با روان، طرز توجه و روحيه زبان آموز سركار داريم.

امروزه تمامي متخصصين آموزش زبان هم در اين موضوع اتفاق نظر دارند كه هدف و انگيزه اهميت خاصي در برنامه آموزش و يادگيري و يا عدم يادگيري دارد. انگيزه و هدف باعث                مي گردد كه زبان آموز توجه خاصي به مطلب يا مطالبي كه به وي آموزش داده مي گردد بنمايد در نتيجه مطالب را بهتر فرا خواهد گرفت.

بهره گیری از برنامه و روش تدريس غلط هم نتايج نامطلوبي به بار خواهد آورد. بطور مثال ممكن می باشد گاهي پدر و مادر زبان آموز و حتي جامعه توقع و انتظار نادرستي از زبان آموز خويش و همچنين از معلن و نهاد آموزشي داشته باشند در حالي كه هدف نهايي زبان آموزي به ويژه در سطح راهنمايي و متوسطه چيزي غير از آن می باشد كه اكثر ما انتظار از آن داريم طبق گفته ب.و.بلباف «…درمورد پايان دوره يادگيري زبان خارجي هدف تسلط مطلق نيست بلكه لحظه اي می باشد كه پس از آن شخص بتواند كمابيش روان و بدون دستبازي به ترجمه، انديشه هاي ديگران را بفهمد، انديشه خود را بيان كند و به زبان خارجي بينديشد. ناگفته پيداست كه اين مستلزم جذب ويژگي هاي بنيادي واژگاني و و دستوري آن زبان می باشد چنانچه در دوره يادگيري اين ويژگي ها با روندهي فكري شخص كم كم پيوند مستقيم يابند» اگر ما توقع داشته باشيم زبان آموزان در پايان دوره متوسطه بتوانند با رواني و فصاحت تمام به زبان انگليسي صحبت كنند و بتوانند بدون غلط هر چيزي را كه مي خواهند بنوسند در اين صوت اين به آن مي ماند كه ما در پايان دوره متوسطه از دانش آموزان رشته رياضي و فيزيك انتظار داشته باشيم كليه مسايل و ريزه كاريهاي آنرا بدون هيچ گونه مشكلي بلد باشند!

اگر با ديدي واقع بينانه به اين مورد بنگريم در اين حالت انتظار ما متعادل خواهد گردید و به اندازه هدف از پيش تعيين شده براي ماده درسي زبان انگليسي توقع خواهيم داشت.

عدم وضوح هدف يا هدفهاي خاص از آموزش و يادگيري زبان خارجي نيز براي زبان آموزان ابهامات و پرسشهاي گو.ناگون حتي در سطح آموزش عالي به وجود مي آورد كه پاسخ آن را سالها پيش بايد آموخته باشند. زیرا هدف از پيش براي زبان آموزان و علت يادگيري نيز به تبع آن مشخص نشده می باشد در نتيجه، پايين بودن انگيزه باعث افت يادگيري در ماده درسي زبان انگليسي مي گردد.

توجه منفي زبان آموز به درس

توجه منفي نتيجه منفي به بار خواهد آورد با عينك بدبيني دنيا را بد خواهيم پنداشت و برعكس. بع عبارتي ديگر چنانچه ما نسبت به موضوعي شناخت و آگاهي كافي نداشته باشيم در رسيدن به هدف نهايي هم قادر به شناختا روشهاي برتر نخواهيم بود. بنابراين عدم شناخت راهكارهاي رسيدن به هدف ما را با مشكل و دشواري مواجه مي كند در برخورد با اين مشكلات گاهي ممكن می باشد با شكست روبرو شويم شكست هم موجب تضعيف روحيه شده و در نتيجه توجه منفي و بيزاري مي گردد.

در يادگيري و آموزش درس، توجه منفي به صورتهاي گوناگون همچون گريز از مدرسه            بهانه هاي بي پايه و اساس غيبت بيش از حد مجاز در درس خود را ظاهر مي سازد همه اين موارد موجب دلسردي و ياس از موفقيت در يك ماده درسي مثل زبان انگليسي مي گردد.

پس چه بايد كرد؟ پاسخ با اين پرسش دشورا می باشد اما مي توان با روشن ساختن و تبيين هدف و راه هايي كه موفقيت در يك ماده درسي را براي دانش آموزان به ارمغان مي آورد در                       دانش آموزان ايجاد انگيزه كرد اگر اين ذهنيت منفي كه «زبان درس مشكلي می باشد و هر چقدر هم کوشش كنم، موفق نخواهم گردید» را با دلايل روشن و قانع كننده از ذهن زبان آموز پاك كنيم و به جاي آن ديدي نو و مثبت در وي ايجاد كنيم در اين صورت گامي مهم در راه موفقيت زبان آموز برداشته ايم.

بايد آموزش زبان انگليسي دوره راهنمايي به معلماني كه رشته تخصصي شان زبان انگليسي بوده و از فنون تدريس مطلع هستند سپرد. البته براي اينكه اين معلمان از قافله پيشرفت و يافته هاي جديد علمي در زمينه تخصص شان عقب نمانند بايد هر از چندگاهي براي آنها دوره هاي آموزش ضمن خدمت با تدريس و راهنمايي استادان مسلط برگزار گردد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

ديگر پيامد تاسف باراين وضعيت، امتحانات صوري و ساده از دانش آموزان می باشد يا اينكه به هر طريقي به غير حق به دانش آموزان نمره داده مي گردد تا بتوانند پايه مورد نظر را با موفقيت (البته به ظاهر) پشت سر گذارند. اين امر باعث مي گردد زبان آموزان درس ها را به خوبي فرا نگيرند بلكه فقط به نمره فكر كنند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

فرض كنيد زبان آموزي در درس زبان انگليسي نمره 5/8 را كسب كرده باشد. مسلماً قبل از اينكه در ليست نهايي نمره وارد گردد آن زبان اموز و يا اولياي وي به طرق گوناگون از روش سفارش و يا التماس مستقيم خود زبان آموز، به بهانه اينكه فقط همين درس را پاس نكرده يا بقيه درسهايش را نمره خوب آورده می باشد از معلم مي خواهند نمره قبولي در درس زبان انگليسي را به دانش آموز فوق الذكر بدهند.

بايد به عوامل فوق اين واقعيت را بيفزاييم كه در حدود 6/13 درصد از كل دانش اموزان و در نتيجه زبان آموزان دير آموزند. اين موضوع را پيروي نيا، اينگونه بيان مي كند. كودكان مرزي 6/13 درصد از جامعه دانش آموزان را تشكيل مي دهند و هوش بهره آنها در مقياس و كسلر بين 70 تا 85 نمره قرار ميگيرد… علت چيست؟ اين مشكلات از كجا ناشي مي گردد؟ چه بايد كرد؟ اكثر اين مشكلات هنگامي بروز مي كند كه دانش آموز مهارت هاي پيش نياز را در سالهاي پيش از دبستان كسب نكرده فاقد انگيزه پيشرفت می باشد به خود اعتماد ندارد و دچار ناتواني هاي يادگيري شده می باشد. در برخي از مناطق ايران مساله دوزبانگي و مساله مهاجرت نيز مزيد بر علت مي گردد و بر مسايل دانش آموزان ديرآموز مي افزايد.»

ذهنيت منفي طوري می باشد كه ممكن می باشد حتي از همان آغاز و معرفي درس در سطح پايين ايجاد گردد و اطرافيان زبان آموز يا خانواده كه ممكن می باشد به نحوي از درس زبان خاطره بد يا ناخوشايندي داشته باشند اين ذهنيت منفي را تشديد كنند.

آغاز ديرهنگام آموزش زبان خارجي

اموزش زبان انگليسي در كشورمان چندسالي ديرتر از موقع بهينه آغاز زبان آموزي شروع مي گردد. به عبارتي ديگر، شروع دوره زبان آموزي از سال دوم راهنمايي چندين سال در واقع ديرتر از دوره بحراني (critical period) زبان آموزي از ديدگاه زبان شناختي مي باشد. اين امر به نوبه خود باعث دشواري يادگيري زبان خارجي در زبان آموزان خواهد گردید.

اين مشكل به گفته «دني ژيرار» عبارتست از اينكه «… در بسياري از كشورها ناشي از سني می باشد (11 تا 12 سالگي) كه براي شروع يادگيري انتخاب شده می باشد. به عقيده روانشناسان اين سن مصادف می باشد با پايان مناسبترين دوره براي يادگيري كه در طول آن توانايي تقليد در بچه بسيار می باشد…»

اين موضوع را روبرگاليسون اينگونه تذكر مي دهد: «يكي از دلايل عدم فراگيري زبان در كشورهاي متعدد اين می باشد كه از حدود سن 11 و 12 به بالا را براي آغاز يادگيري و آموزش زبان خارجي در نظر گرفته اند حال آنكه به اعتقاد روانشناسان اين سن منطبق با پايان دوره اي می باشد كه در طول آن استعداد هاي تقليدي كودكان بسيار شكوفا مي باشد و بعد از اين سنين قدرت يادگيري رو به كاهش مي رود و كودك نمي تواند كليه موضوعاتي را كه در كلاس درس به او گفته مي گردد را به خاطر بسپارد.


پاسخ دهید