نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

 اغلب صاحب‌نظران و متفكران مسايل تربيتي بر اين نظرند كه مدیر آموزگار ، بزرگترين و مهم‌ترين عامل مؤثر در جريان تعليم و تربيت هستند. بنابراين بي‌راه نيست اگر گفته گردد شالوده و اساس يك سيستم آموزشي موفق را مدیر آموزگار  تشكيل مي‌دهند.

اولين قدم در جهت رسيدن به كادر آموزشي موفق درك عواملي می باشد كه بر كيفيت فعاليت مدیر آموزگار  مؤثر می باشد. يكي از اين عوامل، رضايت شغلي مدیر آموزگار ن می باشد، چرا كه ارتباط مستقيمي بين رضايت شغلي افراد با عملكرد آنان هست و كساني كه رضايت داشته باشند، كار خود را بهتر انجام مي‌دهند. بنابراين لازم می باشد آموزش و پرورش به موضوع رضايت شغلي مدیر آموزگار ، بيش از پيش توجه نشان دهد.

محققان رضايت شغلي را از ديدگاه‌هاي گوناگوني تعريف كرده‌اند. گروهي رضايت شغلي را براساس نوع عامل رواني تعريف كرده و آن را نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط اشتغال مي‌انگارند. يعني اگر شغل موردنظر لذت مطلوب را براي فرد تأمين نمايد در اين حالت فرد از شغلش راضي می باشد.

پیش روی چنانچه شغل مورد نظر رضايت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در اين حالت فرد شروع به مذمت شغل نموده و درصدد تغيير آن برمي‌آيد. هاپاك استاد تعليم و تربيت دانشگاه نيويورك، رضايت شغلي را مفهومي پيچيده و چند بعدي مي‌داند و اين مفهوم را با عوامل رواني، جسماني و اجتماعي مرتبط مي‌كند و تأكيد مي‌كند تنها يك عامل موجب رضايت شغل نمي‌گردد، بلكه تركيبي از مجموعه عوامل گوناگون سبب مي‌گردد كه فرد شاغل در لحظه معيني از شغلش احساس رضايت نمايد و از آن لذت ببرد.

گروهي ديگر از محققان عوامل مختلفي از قبيل ميزان درآمد، ارزش اجتماعي شغل، شرايط محيط كار و فرآورده‌هاي آن را به عنوان عوامل احساس رضايت از شغل نام مي‌برند.

اهميت رضايت شغلي مدیر آموزگار

مديران دست كم بايد به سه دليل به رضايت شغلي افراد و اعضاي سازمان اهميت بدهند:

الف) مدارك زيادي در دست می باشد كه افراد ناراضي سازمان را ترك مي‌كنند و بيشتر استعفا مي‌دهند. اما افراد راضي كمتر در كار غيبت مي‌كنند و كارشان را منظم و دقيق انجام مي‌دهند.

ب) ثابت شده می باشد كاركنان راضي از سلامت بهتري برخوردارند و بيشتر عمر مي‌كنند. افراد ناراضي مستعد انواع بيماريها از سردرد تا بيماريهاي قلبي هستند.

ج) رضايت شغلي از كار پديده‌اي می باشد كه از مرز سازمان و شركت فراتر مي‌رود و اثرات آن در زندگي خصوصي فرد و خارج از سازمان نظاره مي‌گردد.

كارمند راضي، شادابي را از سازمان به خانه و جامعه منتقل مي‌كند. بنابراين مي‌توان با در نظر داشتن مسئوليتهاي اجتماعي و مقدار پولي كه در سايه وجود رضايت شغلي نصيب جامعه خواهد گردید، از اين پديده دفاع كرد.

عوامل مؤثر بر رضايت شغلي مدیر آموزگار

اصولاً عواملي كه در رضايت شغلي مؤثرند بسيار زياد می باشد و نمي‌توان آنها را به يك يا چند عامل محدود كرد. بشر در كارهاي روزانه خود با افراد، مواد و تجهيزات سر و كار دارد كه هر يك به نوبه خود در رضايت يا عدم رضايت سهم بسزايي دارند.

در مطالعات و بررسي‌هاي انجام گرفته، اين اتفاق نظر ديده مي‌گردد كه عواملي از قبيل حقوق و مزايا، امكانات رفاهي، همكاري و دوستي بين كاركنان، ارتباط رؤسا با مرئوسين، اعتماد به هيئت رئيسه، تأمين نيازمنديهاي شغلي، شايستگي و صلاحيت مديران، كارآيي امور اداري، ارتباطات كافي و صحيح، پايگاه اجتماعي و شناسايي ارزش كاري، ثبات كار، روابط كاري، تطابق اهداف مشخص كاركنان با اهداف سازمان، شرايط و محيط كار، فرصت براي رشد و ترقي، خط مشي و نحوه اداره امور سازمان، نظم و انضباط در كار، ارتباط با همكاران، تأمين شغلي، كسب موفقيت در كار و قدرداني پیش روی انجام كار، در روحيه و رضايت شغلي كاركنان مؤثر هستند.

پيامدهاي رضايت شغلي

رضايت شغلي باعث مي‌گردد بهره‌وري فرد افزايش يابد، فرد نسبت به سازمان متعهد گردد، سلامت فيزيكي و ذهني فرد تضمين گردد، روحيه فرد افزايش يابد، از زندگي راضي باشد مهارتهاي جديد شغلي را به سرعت فراگيرد. تحقيقات نشان مي‌دهد وقتي اعضاي سازمان از كار رضايت پيدا مي‌كنند، ميزان غيبت يا تأخير در كار و حتي ترك خدمت كاهش مي‌يابد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

به نظر مي‌رسد كه افت تحصيلي شديد دانش‌آموزان دوره راهنمايي كشور مي‌تواند يكي از پيامدهاي مرتبط با عدم رضايت شغلي مدیر آموزگار  اين دوره تلقي گردد. به اعتقاد صاحب‌نظران رضايت از عوامل مهم سازگاري بوده و در بهبود كارآيي و عملكرد مؤثر می باشد.

شواهد عيني ديگري هست كه رضايت شغلي بر سلامت جسماني و طول عمر كاركنان اثر مي‌گذارد. عدم رضايت شغلي مي‌تواند، علائم جسماني نظير خستگي، تنگي نفس، سردرد، كمي اشتها، سوءهاضمه و تهوع به دنبال داشته باشد. به گونه جدي‌تر اين نارضايتي مي‌تواند منجر به امراضي نظير زخم دستگاه گوارش، تورم مفاصل، فشار خون، مصرف الكل و مواد مخدر، سكته‌هاي مغزي و حمله قلبي گردد.

همچنين نارضايتي شغلي منجر به مواردي زیرا، اضطراب، افسردگي، تنش، روابط فردي آسيب ديده، خشم از موضوعات كم اهميت، حساسيت‌هاي آزاردهنده، فراموشي، ناتواني در تصميم‌گيري و عدم تمركز حواس گردد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

راهكارهايي براي افزايش رضايت شغلي مدیر آموزگار :

نياز مادي و اقتصادي براي مدیر آموزگار  به ويژه مدیر آموزگار  مرد از اهميت و اولويت بيشتري برخوردار می باشد. به همين جهت لازم می باشد اقدامات لازم جهت تأمين نيازهاي ضروري مدیر آموزگار  انجام گردد. ناكامي حاصل از عدم ارضاي نيازهاي اساسي ممكن می باشد سبب رفتارهاي غيرمنطقي ناشي از عجز گذران زندگي مانند پرخاشگري گردد و به رفتارهاي مخربي نظير خصومت و خشونت منجر گردد، يا حالت تسليم و تثبيت را به وجود آورد. بنابراين براي ايجاد علاقه به كار لازم می باشد مسئولان آموزشي گام‌هايي در جهت افزايش امكانات رفاهي مدیر آموزگار  بردارند. در اين زمينه برخي راه‌حل‌هاي كاربردي به قرار زير می باشد:

الف) رفع تبعيض از حقوق مدیر آموزگار  در مقايسه با ساير مشاغل و كاركنان دولت

ب) اختصاص وام‌هايي براي داير كردن مدارس غيرانتفاعي، علمي و تقويتي با مشاركت مدیر آموزگار

ج) فراهم كردن زمينه تحصيل مدیر آموزگار  در رشته مورد نياز جامعه

د) پرداخت حقوق و پاداشهاي بيشتر جهت رفع تنگناهاي مادي

تأمين ايمني و امنيت مدیر آموزگار

الف) تأمين مسكن براي مدیر آموزگار  با تخصيص وام‌هاي طويل‌المدت يا كمك به آنان در رهن يا اجاره مسكن.

ب) اختصاص كمكهاي نقدي و جنسي در دو نوبت از سال براي تأمين مخارج زندگي.

ج) فراهم كردن تسهيلات رفاهي بيشتر در زمينه درماني، با در نظر گرفتن كمك‌هاي ويژه در درمان و دارو، اقدام جراحي به‌ويژه در موارد اضطراري مانند اقدام جراحي و درمان

د) اختصاص روزي براي ياد و سپاس مدیر آموزگار  گذشته (بازنشستگان) به مقصود بزرگداشت مدیر آموزگار و حرفه مدیر آموزگار

حرمت و منزلت مدیر آموزگار

يافته‌هاي پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه معيار ارزشها در جامعه تغيير كرده می باشد، بدين معني علم و حرمت كم‌رنگ و معيارهاي ديگري جايگزين ارزشهاي حرمت، منزلت و شخصيت مدیر آموزگار  شده می باشد.

بي‌توجهي به شأن و منزلت حرفه مدیر آموزگار ، منجر به واكنش‌هايي مانند حقارت، ضعف، درماندگي، دلسردي، يأس و نااميدي خواهد گردید و رفتار جبراني به دنبال دارد. بازتاب اين روحيه تربيت نسلي درمانده و نااميد خواهد بود، بنابراين لزوم در نظر داشتن شأن و مقام مدیر آموزگار  لازم است و يكي از قدم‌هاي مؤثر در اين راه گماشتن مديران شايسته، مسئول، متعهد و متخصص در رأس امور می باشد. در اين‌خصوص برخي راهبردهاي عملي مي‌تواند اقدامات زير باشد:

الف) تکریم و حرمت به مدیر آموزگار  و فرهنگيان براساس لياقت، شايستگي و كفايت آنان

ب)ارضاي تمايل به موفقيت، كفايت و شايستگي مدیر آموزگار  در محيط كار با رو كردن محيط كار و تأمين استقلال و آزادي آنان

ج) تغيير در انتخاب و گزينش مدیر آموزگار  و مديران، انتخاب افراد لايق و با استعداد و توانا در كادر آموزشي و مديريت.

د) تکریم به مدیر آموزگار و ايجاد فرهنگ حرمت و بزرگداشت معلم، در مدیر آموزگار  و دانش‌آموزان ضرورت حرمت و تکریم به مدیر آموزگار به واقعيت نمي‌پيوندد، مگر با آموزش تکریم و حرمت واقعي و استحقاقي انسانها به يكديگر


پاسخ دهید