حتي در صورتي كه خاكستر در وضعيت سوم باشد، عدم توازن ميان رنگ هاي مطلوب قبل از آن و رنگ هاي بعد از خاكستري هنوز هم به قدري انباشته از اضطراب می باشد كه رنگ هاي واقع در وضعيت اول و دوم را بايد به عنوان «جبران ها» تفسير كرد، و لذا جانشين هاي اجباري براي برخي كمبودهاي موجود و براي اضطراب ناشي از آن مي باشند. براي مثال، اگر سه رنگ اول 0 4 3 باشند، در اين صورت يك حالت «كناره گيري» به وجودآمده می باشد و گروه 4   3 (قرمز- زرد) نشانگر روش جبراني می باشد كه بايستي براي كسب تجربه بكار رود كه در اين مورد «فعاليت وسيع» می باشد. اين شخص بايد زمينه هاي اقدام و تجربه خود را گسترش دهد تا بتواند خود را قانع سازد كه چيزي در جريان می باشد. زیرا او به راستي فاقد روحيه فعاليت بوده و ارتباط وي با دنبال اقدام قطع شده و نسبتاض از دست رفته می باشد، لذا هيچ چيز واقعاً براي او معنايي ندارد و ديگر مطمئن نيست كه خواستار چيزي پرمعني باشد. معذالك او از اين حقايق آگاه نيست و معمولاً تمايلي هم به كشف آنها ندارد. زيرا چنانكه از آن آگاه گردد، هرچيز كه در پيرامون او هست متلاشي خواهد گردید، و به همين دليل می باشد كه بايد آن را جبران نمايد. اين می باشد درك او از واقعيت.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

لذا وقتي خاكستري در سه وضعيت اول رديف قرار مي گيرد، شامل يك عنصر خود قيربي می باشد، خصوصاً از آن جهت كه «جبران» غالباً قوي بوده و اغلب به صورت بسيار مؤثر ظاهر مي گردد. بسياري از شخصيت هاي برجسته صنايع و تجارت داراي «جبران هائي» از اين نوع بوده، و بي درنگ پس از آن، صفت پنهانكاري رنگ خاكستري مي آيد. مورد اخير مؤيد «يك» نظريه بسيار شايع رواني می باشد كه مي گويد كساني كه از همنوعان خود دوري گزيده و يا فاصله زيادي مي گيرند، اين كار را بيشتر به دليل ضرورت شديد فرار از خود چيزي مي كنند كه موجب نارضائي و ناخشنودي آنها مي گردد و موضوع برتري طبيعي آنها [مقام و شغل مهم آنها] تأثير چنداني در اين نوع رفتار ندارد.[1]

رنگ هائي كه در انتخاب اول و دوم يا تكرار آزمايش، آغاز قبل از خاكستري و سپس بعد از آن ظاهر مي شوند، نشانگر حالت فشار روحي هستند كه هست. اين چنين رنگ هايي كه خاكستري را همراهي مي كنند، تا وقتي كه خاكستري در رديف هاي 1 تا 4 قرار دارد خود اين رنگ ها نيز داراي عنصر پنهان تضاد هستند. در شرايط خستگي ، استهلاك يا فشار روحي خاص (مثلاً قبل از شركت در امتحان) خاسكتري تمايل بيشتري به حركت به سمت جلوي رديف رنگ دارد.

آبي (1)

رنگ آبي تيره (سرمه اي) اين آزمايش نشان دهنده آرامش كامل می باشد. انديشيدن درمورد اين رنگ، از يك تأثير آرام بخش در سيستم اعصاب مركزي برخوردار می باشد. فشار خون، نبض و تنفس كاهش مي يابد، در حالي كه مكانيسم هاي خود- محافظ براي تجديد نيروي موجود زنده[2] فعاليت مي نمايند. بدن بشر خود را با آرامش و تجديد قوا تطبيق مي دهد، به طوري كه در هنگام بيماري و خستگي نياز به اين رنگ بيشتر مي گردد. از نظر روانشناسي، گرايش به حساس بودن و سهولت دل آزرده شدن نيز افزايش مي يابد.

آبي تيره، نظير چهار رنگ اصلي ديگر، نشانه كروماتيك [رنگي] از يك نياز بيولوژيكي می باشد. از نظر روانشناسي، به معناي آرامش می باشد و از ديدگاه فيزيولوژيكي معناسي خشنودي را مي دهد، يعني خشنودي از وضعيت آرامش همراه با لذت بردن از آن. هر كس كه در يك وضعيت متوازن، متناسب و عاري از اضطراب قرار دارد، احساس ثبات و يكپارچگي و امنيت مي كند. لذا آبي نشان دهنده حدودي می باشد كه يك شخص در اطراف خود به وجودمي آورد و نيز نشانگر يكپارچگي و احسا تعلق می باشد. بنابر گرفته اين افراد «آّبي به معناي وفاداري می باشد» ولي وقتي پاي دوستان آنان به ميان مي آيد، همان اشخاص بسيار آسيب پذير مي شوند و لذا رنگ آبي بيانگر عمق احساس آنان می باشد. آبي به عنوان يك حساسيت تسكين يافته، شرط قبلي همدلي[3] در تجربه زيبائي شناسي و آگاهي انديشمندانه می باشد. شيلنگ[4] سمبليسم[5] آبي سيررا در اثرش به نام فلسفه هنر بكار مي برد، آنجا كه مي گويد : «سكوت شرط لازم زيبايي بوده و همچون آرامش درياي متلاطم می باشد».

رنگ آبي از نظر سبمليك [نمادي و مظهري] شبيه به آب آرام، خلق و خوي آرام، طبيعت زنانه و روشني و درخشش يك كتاب خطي می باشد. ادراك حسي[6] آن طعم شيرين دارد، محتواي عاطفي آن ملايمت بوده و اندام آن پوست می باشد. از اين رو، بيماري هاي اگزما[7] و آكنه[8] را مي توان مرتبط با روابط مختل شده اي دانست كه مربوط به طبيعت ملايم، عشق يا محبت بسيار زياد (نظير علاقه به خانواده و عشق دوره جواني و ازدواج) بوده و يا بايد مربوط به آن باشد.

در زبان پالي[9] واژه نيلا[10] را براي رنگ آبي تيره بكار برده اند (كه ريشه سانسكريت دارد) و آن را به عنوان مناسب ترين محيط براي ايجاد تفكر توصيه كرده اند. در زبان آلماني، شرايط بيولوژيكي كمال مطلوب كه رنگ آبي نشانگر آن می باشد كه با كلمه گموت[11] مشخص مي گردد. در زبان انگليسي معادل دقيق اين كلمه آلماني وجود ندارد ولي تقريباً برابر واژه «حساسيت احساس» می باشد.

آبي تيره از عمق و كمال چشمگيري برخوردار می باشد- به ويژه مطلوب افرادي می باشد كه اضافه وزن دارند- و نشامگر خشنودي و كاميابي می باشد. نشانگر برآورده شدن پرسعادت آرمان هاي وحدت، يكي شدن، و دوباره به وصال گايا[12] (مادر زمين[13]) رسيدن می باشد. نمايانگر حقيقت و اعتماد، عشق و ايثار، تسليم و فداكاري می باشد. رنگ آبي مظهر ابديت بي انتها [ازل] و نشانه سنت و ارزش هاي پايدار بوده و لذا به ابدي كردن گذشت تمايل دارد.

وقتي كه رنگ آبي براي وضعيت اول انتخاب شده می باشد، به آرامش عاطفي ، صلح و صفا، هماهنگي و خشنودي و يا يك نياز روحي به استراحت، تسكين و فرصتي براي تجديد تجديدقوا نياز می باشد. هر كس كه طالب رنگ آبي می باشد، خواستار آرامش و محيط بي سر و صدا، دور بودن از ناراحتي ها و اضطراب هاست، محيطي كه در آن رويدادها در طول خطوط كمتر مرسوم، پيشامد مي كنند ورشد مي يابند. محيطي می باشد كه روابط فرد با سايرين راحت و آسوده بوده و بدور از ستيز مي باشد. هنگامي كه آبي در وضعيت اول فقط به خاطر صفات آن و نه به عنوان يك رفتار جبراني انتخاب مي گردد، در اين صورت متضمن يك آرامش روح، متانت رفتار و وجود اين علاقه می باشد كه بايد با اصول خلاقي و پشت كار به امور زندگي پرداخت. انتخاب كننده رنگ آبي نياز به اين احساس دارد كه مي تواند به دوستان و نزديكان خود اعتماد كند و مورد اعتماد آنان نيز باشد.

با اين وصف، هنگامي كه رنگ آبي برايوضعيت هاي ششم و هفتم يا هشتم انتخاب مي گردد، اين نياز به یامش و اعتماد متقابل در روابش با ديگران، ارضا نشده باقي مي ماند و موجب اضطرابي مي گردد كه بيشتر از اضطراب موجود در قسمت انتهاي رديف رنگ می باشد. روابط عاطفي موجود يا مراودات حرفه اي و شغلي شخص طرد مي شوند زيرا مطابق با معيارهاي لازم به وجودآمده نيستند و اين مراودات يا خسته كننده و يا محدود مي گردند. از نظر شخص، اين مراودات سنگين، ناميد كننده و ظالمانه به نظر مي رسند، پيوندي كه مي خواهد از آن بگريزد. شخص شايد واقعاً اين كار را از طريق ترك خانه اش يا تغيير شغلش بكند، ولي در موردي كه وي مي بيند مسئوليت هاي او چنان می باشد كه واقعاً نمي تواند ارتباط خود را با ديگران قطع كند، باز هم متمايل به پناه بردن روحي فعاليت هاي جبراني می باشد. بدين سان، آبي تيره طرد شده به اين معني می باشد : قطع روابط (يا دست كم، ميل به قطع روابط) كه منجر به رفتار بي قرار يا تغييرپذير و درجه اي از خشم روحي مي گردد. امكان دارد كه توانايي تمركز شخص نيز بالنتيجه آسيب ببيند، و در كودكان به شكل دشواري فراگيري ظاهر مي گردد. در افراد بالغ، اضطراب ناشي از آن، چنانكه مدت طولاني ادامه يابد، مي تواند منجر به اختلالات در سيستم عصبي گردد كه قلب و گردش خون را نيز در نتيجه تغييرات قلب و عروق، شامل گردد.

آبي تيره طرد شده، به عنوان يك نياز ارضا نشده كاميابي عاطفي، مي تواند موجب يك ترجيح جبراني رنگ سبز باشد. در اين صورت، صفت پشت كار رنگ سبز از لحاظ شخص، متضمن خواسته اي غرور آميز و ظغيانگر براي استقلال مي باشد، غالباً در نواجواناني يافت مي گردد كه مي خواهند پيوند خانوادگي و رشته هاي پدرسالاري را بگسلند.

وقتي رنگ آبي تيره غالباً طرد مي گردد، اين گرايش موجب ترجيحي از رنگ قرمز جبراني مي گردد كه به معناي ضمني نياز به يك محرك می باشد. هنگامي كه يك نياز ارضا نشده كاميابي عاطفي همراه با يك رنگ قرمز جبراني می باشد (همچون روش اساسي در وضعيت اول) در اين صورت تلاشي جهت پوشاندن اين احساس عدم موفقيت، از طريق رفتار يا ميل جنسي شديد انجام مي گيرد كه اصطلاحاً نشانه دون ژوان[14] ناميده مي گردد.[15] در جائي كه ارتباط جنسي غيرقانوني به عنوان يك جانشين قابل قبلو رنگ آبي تيره رد مي گردد، در اين صورت رنگ قرمز جبراني احتمالاً شكل فعاليت شديد يا ماجراجويانه اي را به خود مي گيرد كه در آن شخص به مبارزه با خطرات برخي فعاليت هاي مهيج نظير شركت در مسابقات اتومبيل راني يا بازي شكار بزرگ مي پردازد.

در اغلب موارد، رنگ زرد به عنوان رفتار جبراني آبي طرد شده انتخاب مي گردد. معناي رنگ زرد اين می باشد : جستجو براي يافتن راهي جهت بيرون آمدن از دشواري ها. در اين مورد، فقدان سركوبگرانه كاميابي عاطفي ايجاب مي كند كه وضعيت تخفيف يابد و افسردگي رواني[16] همراه با آن برطرف گردد، به طوري كه يك کوشش بي قرار براي يافتن يك راه حل به چشم مي خورد. امكان دارد كه اين کوشش فقط در جهت يافتن راه حلي براي حالت آسيب پذيري عطافي كنوني اونبوده و بلكه فرارتر از آن رفته و در جستجوي ارضاي رضايت بخش تري نظير روي آوردن به فلسفه يا متافيزيك[17]، پر كردن ذهن، با تعاليم ديني، علاقمندي به پيشبرد جنبش هايي كه براي ايجاد برادري جهاني کوشش مي كنند و نظاير آن، برآيد.

اگر رنگ آبي در جائي در چهار وضعيت اول واقع نشده باشد، از لحاظ آماري از اهميت خاصي برخوردار خواهد بود.

سبز (2)

رنگ سبز در اين آزمايش رگه اي كه از رنگ آبي را نيز دارد و آزمايش رنگ نشانگر وجود شرايط روحي «اضطراب انعطاف پذير» می باشد. انتخاب كننده اين رنگ داراي صفات روحي اراده در انجام كار، پشت كار و استقامت می باشد و لذا سبز مايل به آبي نمايانگر عزم راسخ، پايداري، و مهمتر از همه، مقاومت در برابر تغييرات مي باشد. در ضمن از ثبات عقيده و خودآگاهي[18] نيز حكايت كرده و ارزش زيادي را براي خود شخص در تمام شكل هاي تعلق و اظهار وجود[19] قابل مي گردد، زيرا تعلق عاملي بشمار مي آيد كه امنيت و تکریم به خود را بيشتر مي كند. ما از اين مضووع مي توانيم دريابيم كه شخصي كه رنگ سبز را در وضعيت اول انتخاب مي كند، در واقع مايل می باشد كه اطمينان بيشتري نسبت به ارزش هاي فكري خود پيدا كند، خاه اين كسب اطمينان از طريق اظهار وجود و سريعاً الگو قرار دادن تصوير ذهني كمال مطلوب خويش باشد و خواه به صورت پذيرش اين موضوع كه از ديگران توقع تسليم[20] در برابر تعلقات خود را داشته باشد- و تفاوتي نمي كند كه اين خواسته او، به دليل ثروت بيشترش و يا برتري وي بر ديگران از لحاظ دستاوردهاي ماديف تحصيلي، يا فرهنگي باشد.

رنگ سبز از نظر نمادي شباهت به درخت كاج غول آسا[21] (اين درخت ريشه اي) عميق دارد، مغرور و تغييرناپذير می باشد، از درخت هاي كوچكتر يك سر و گردن بلندتر می باشد، خلق و خوي تند و خودكامه و حالت اضطراب در هنگام كشيدن زه كمان دارد. ادراك حسي رنگ سبز طعم «گس» دارد ، محتواي عطافي آن غرور می باشد و اندام هاي مربوط به آن را ماهيچه هاي صاف بدن تشكيل مي دهند. بنابراين بيماري هاي زخم معده و سوء هاضمه غالباً مرتبط با اضطراب به خاطر از دست رفتن احتمالي موقعيت كنوني شخص و يا شكست اوست.

لذا رنگ سبز به عنوان يك عامل موجب اضطراب، همچون سدي اقدام مي كند كه در پشت آن هيجان ناشي از وجود محرك هاي سر كوفته قرار دارند و موجب افزايش حس غرور و برتري مهار شده شخص بر ديگران (از لحاظ قدرت مهار كردن حوادث، يا دست كم توانايي كنترل و هدايت آنها) مي گردند. اين تجمع و سركوب محرك هاي انگيزه هاي هدايت شده، بلكه به عنوان نظم و ترتيب عرضه آنها، تجزيه و تحليل اقتصادي و جامعيت منطقي آنان- هرچند كه تمام آنها متمايل به فرماليسم مطلق هستند[22]. اين رفتار رنگ سبز مي تواند در تلاشي براي ايجاد شرايط بهتر نظير بهداشت بهتر، يا زندگي طولاني تر يا سودمندتر براي خود و ديگران، نيز تجلي نمايد. در اين مورد، اننخاب كنندگان رنگ سبز اصلاحگراني هستند كه مايل بهخ اصلاح شرايط موجودي مي باشند.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

ولي مهمتر از همه، شخصي كه رنگ سبز را انتخاب مي كند مايل می باشد كه عقايد خويش را به كرسي بنشاند و خود را به عنوان نماينده اصول اساسي و تغييرناپذير معرفي نمايد. در نتيجه، براي خود مقام بلندي را قايل می باشد و مي خواهد كه به ديگران پند و اندرزهاي اخلاقي دهد و آنها را موعظه نمايد.

هر كس از سبز را در وضعيت اول انتخاب مي كند، مايل به تأثير گذرادن در محيط پيرامون خويش می باشد. چنين شخصي نياز به شناخته شدن و داشتن راه و روش خاص خود در برابر مخالفت و ايستادگي دارد. فردي كه سبز را در وضعيت هاي ششم، هفتم يا هشتم بر مي گزيند، خواستار همان جيزهاست لكن بر اثر مقاومتي كه با آن روبرو شده می باشد،وضعيت گرديده و به دليل شناهته نشدن، احساس مي كند كه قدرت او كاهش يافته می باشد. اين حالت منحر به اضطراب و پريشان حالي مي گردد و دليل آن نيز جنبه الزامي آرزوها وي و احتمالاً ضعف جسماني واقعي می باشد. اين پريشان حالي، خود را به صورت يك مقاومت ملموس، يك فشار جسماني واقعي (مثلاً بروز ناراحتي هائي در سينه يا قلب) يا سختي و يا اضطرار ظاهر مي سازد- در حالي كه شخص کوشش مي كند تا از همه آنها اجتناب نمايد. هرچه كه رنگ کوشش بيشتري خواهد كرد تا از اين احساس فشار بگريزد.

1- نگاه كنيد به :

اي. اسكات : سازندگي بيشترين نيروي انساني، مركز خدمات پرسنلي لوشر در لندن، 1967.

2- موجود زنده (Organism) به موجودي گفته مي گردد كه مي تواند خود را همچون يك دستگاه و نظام مركب از اجزا، حفظ كند و رشد خود را ادامه دهد.

1- همدلي (empathy) به معناي يكپتسخ و واكنش جسمي، عاطفي و عقلي می باشد كه هنگام تأثر شخص از عوامل زيبائي، از وي صادر مي گردد.

2- Friedrich Joseph Shelling (1854-1775) فيلسوف معروف آلماني می باشد. وي از فلسفه مادي آغاز كرد و با فلسفه عرفاني به وحي رسيد. ساير آثار او عبارتند از : روح جهان، تفكراتي در باب فلسفه طبيعت، توضیح فلسفه من، فلسفه و دين، ادوار جهان، تحقيق درمورد اختيار بشر.

3- سمبليسم (Symbolism) به معناي نمودار ساختن شئي يا فكري به وسيله شئي يا فكر ديگري می باشد و واژه «آتين نمادي» را معادل آن داشته اند.

1- به معناي ادراكي می باشد كه از طريق حس صورت گيرد (Sensory Perception). ادراك در اصطلاح روانشناسي عبارت می باشد از آگاهي از هر شئي خارجي، شرايط و اوضاع، روابط و … كه در نتيجه تحريك حسي انجام مي گيرد.

2- اگزما (Eczema) نوعي بيماري پوستي می باشد ملتهب گرديده و با ضايعات مختلفي نظير طاول، ترشحات آبكي و پوسته پوسته شدن همراه می باشد. علت واقعي آن شناخته نشده ولي گاهي اوقات ناشي از حساسيت می باشد.

3- آكنه (Acne) يك ضايعه پوستي می باشد كه به صورت جوش تظاهر مي كند و نام علمي آن Acne Vulgaris می باشد.

4- پالي (Palii) از زبان هاي قديمي هند و اروپايي و از شاخه هاي زبان «پراكريت» می باشد. كلمه «پالي» كه به معناي «متن مقدس» می باشد زبان بودائيان جنوب هند و معاصر با سازنسكريت مي باشد.

5- تقريباً همان «ميلي فارسي می باشد.

6- Gemut

1- Gaea

2- گايا يا (زمين) در اساطير يونان باستان، عنصر اوليه اي می باشد كه سلاله خدايان از آن به وجودآمده اند. گايا پس از «كئوس» (خلاء) و پس از «اروس» (عشق) به دنيا آمد و به تنهائي آسمان (ارانوس) و كوهستان ها و نيز امواج (پونتوس) را خلق كرد. گايا با آسمان وصلت كرد و از اين وصلت خدياان وارد حیطه وجود گذاردند. اسطوره گايا در كتاب «نكوين خدايان» اثر «هزيود» به تفصيل آمده می باشد.

1- Don juan syndrome

2- «دون ژوان» يك شخصيت افسانه اي اسپانيانيي هوسران، گمراه كننده، لامذهب، بي رحم و خودپسند می باشد كه براي نخستين بار در كتاب «البور لادور دسويلا» اثر «تريستو دمولينا» ظاهر گردید. سپس بسياري از آثار ادبي و هنري اروپا به زندگي وي اختصاص داده گردید. در اصطلاح روانشناسي و روانكاري، دون ژوان مظهر فردي می باشد كه نيازهاي جنسي افراطي دارد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

1- افسردگي رواني (Depression) يك حالت مرضي عاطفي می باشد كه با احساس نوميدي، بي لياقتي، گناه، ترس و بي ارزشي همراه می باشد.

4- متافيزيك (فلسفه اولي يا ما بعدالطبيعه) رشته اي از فلسفه می باشد كه در طبيعت نهايي و غايي اشيا بحث مي كند و شامل دو شاخه مهم «فلسفه انتظام گيتي» و «هستي شناسي» می باشد. و چه تسميه آن نيز از اين جهت می باشد كه ارسطو در طبقه بندي علوم خود، آن را پس از «طبيعت» قرار داد.

1- خودآگاهي (Self-Awareness) مترادف با خودشناسي می باشد.

2- اظهرا وجود (Self-affirmation) به اين معني می باشد كه شخص در شرايط موجود اجتماعي، براي رسيدن به هدف خوداصرار ورزد، حتي اگر به زيان ديگران باشد.

3- تسليم (Deference) يعني نياز شخص به تحسين و پيروي از يك رهبر، و يا با ميل خرسندي به يك شخص بلند پايه خدمت كردن.

1- majestic sequoia

دسته بندی : هنر

پاسخ دهید