بنفش (5)

بنفش تركيبي می باشد از قرمز و آبي. اگرچه رنگ مستقل و مشخصي بشمار مي آيد، ولي مايل به حفظ خواص هر دور رنگ يادشده به صورت تركيب قرمز و آبي می باشد، بگذريم از اين كه روشني هدف دور نرگ مزبور را از دست مي دهد. بنفش کوشش مي كند تا جنبه تسخيري [سلطه گرانه] بي ارادي رنگ قرمز و تسليم متين رنگ آبي را حفظ كرده و به صورت مظهر «همانند سازي»[14] در آيد. اين همانند سازي نوعي اتحاد عارفانه[15] و درجه بالايي از صميمت همراه با حساسيت می باشد كه منجر به ادغام كامل ذهن و هدف مي گردد، به طوري كه هر چيزي كه انديشيده شده و طلب شده باشد مي بايست واقعيت يابد. به تعبيري، اين نوعي سحر و جادوست كه رويايي به حقيقت مي پويندد، يك حالت سحرآميز كه در آن آرزوها برآورده مي شوند. لذا شخصي كه رنگ بنفش را ترجيح مي دهد، خواستار دستي يافتن بر يك ارتباط «جادوئي» می باشد. او نه فقط مي خواهد كه به خودش عظمت بدهد، بلكه در عين حال خواستار افسون شدن شادماني ديگران می باشد تا بتواند درجه اي از سحر را در مورد آنان بكار برد، زيرا اگرچه اين يك همانند سازي سحرآميز می باشد، لكن تفاوت ميان ذهن و هدف هنوز هم هست.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

بنفش مي تواندبه معناي همانند سازي به عنوان يك تركيب صميمانه و عاشقانه باشد، يا مي تواند به يك درك شهودي[16] و حساس بيانجامد. ولي خصلت تا حدودي غيرواقعي و خوش خيالانه آن مي تواند به معناي همانندسازي به مثابه يك ناتواني از لحاظ تفاوت قايل شدن يا يك تزلزل بي تصميمي باشد، كه در هر دو صورت ممكن می باشد به بي مسئوليتي بيانجامد.

وقتي كه بنفش در وضعيت هشتم قرار مي گيرد، به اين معناست كه آرزوي داشتن يك صميمت عارفانه با فرد ديگر رد شده و يا سركوب گرديده می باشد، زيرا يا جنبه غيرعملي بودن آن آشكار بوده و يا اين كه شرايط كاملاً نامناسب بوده می باشد. اين حالت سبب مي گردد كه محافظه كاري نسبتاً شديدي پديد آيد و شخص مايل نباشد كه خود را عميقاً نسبت به يك ارتباط متعهد سازد (اعم از شخصي يا شغلي) مگر آن كه دقيقاً از وضع اين دوستي و مسئوليت هاي آن آگاه گردد. در عين حال، نياز به همانند سازي و درك هشودي كه معناي ضمني رنگ بنفش می باشد، درهدف هايي غير از افراد تظاهر مي يابد و موجب درك زيبائي، توانائي دست يافتن برداوري مستقل و تمايل مداوم به شغل هاي داراي ماهيت حرفه اي يا فني مي گردد.[17]

بنفش فقط موقعي اهميت دارد كه در وضعيت هاي سوم و هفتم قرار نگرته باشد (در مورد زنان باردار و افراد زير سن بلوغ، در وضعيت هاي اول و دوم)

قهوه اي (5)

رنگ قهوه اي اين آزمايش يك زرد- قرمز تيره شده می باشد. خصلت شور زندگي بي ارادي رنگ قرمز از طريق اين زمينه تيره شده، كاهش يافته و سردتر شده و و ملايم تر مي گردد، و به گفته نقاشان «درهم شكسته مي گردد». لذا رنگ قهوه اي انگيزه خلاق وسيعي را كه نيروي فعال رنگ قرمز می باشد، از دست مي دهد. شور زندگي فاقد قدرت تأثير فعال بوده و به گونه اي انفعالي، پذيرنده [غيرفعال] و حسي می باشد.

لذا رنگ قهوه اي نشانگر احساس به صورت كاربرد آن در حواس جسماني می باشد. جسماني حالت حسي دارد كه مستقيماً به جسم مادي [بدن بشر] مرتبط مي گردد و وضعيت آن را در رديف رنگ حكايت از شرايط حسي بدن دارد. براي مثال، اگر قهوه اي در منقطه «بي تفاوتي» قرار گيرد (جائي كه از لحاظ آماري غالباً درآنجا قرار مي گيرد) در اين صورت وضعيت حسي و شرايط جسماني ازاهميت نابجا برخوردار نخواهد گردید. دراين وضعيت بايد وجود داشته باشد، چرا كه يك بدن سالم و كنترل شده كمتر توجه صاحب خود را جلب مي كند. در صورتي كه ناراحتي جسماني يا بيماري وجود داشته باشد، در اين حال رنگ قهوه اي شروع به حركت به سوي اول رديف رنگ مي نمايد، كه نشانگر اهميت بيشتري می باشد كه براي ناراحتي جسماني و نياز به شرايطي كه باعث بهبود اين ناراحتي گردد، قايل شده می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

افراد بي خانمان و بي اصل و نسب كه جائي را براي استراحت ندارد، وقتي كمترين اميد به امنيت و خشنودي جسماني در آينده در آنها پديد مي آيد غالباً رنگ قهوه اي را درست در اول رديف رنگ قرار مي دهند. اين مورد خصوصاً در ميان افراد بي خانمان و آواره جنگ جهاني دوم نظاره گردید. اين وضعيت به اين معني نبود كه بدن آنان حساس تر بود، بله معنايش اين بود كه جا و مكاني نداشتند تا در آنجا احساس امنيت نمايند و از آسايش و راحتي خيال افراد مرفه تر از خود برخوردار شوند. لذا قهوه اي حكايت از اهميت خانه و خانواده و امنيت اجتماعي و خانوادگي دارد.

چنانكه قهوه اي در نيمه اول رديف رنگ قرار گرفته باشد (خصوصاً در دو وضعيت اول) نشانگر نياز روز افزون به آسايش جسمي و هشنودي حسي می باشد تا بدين طريق از وضعيتي رهائي يابد كه موجب يك احساس عدم آسايش مي گردد. علت اين وضعيت شايد نوعي ناامني و بيماري واقعي جسماني و يا شايد يك محيط تضاد و يا وجود مشكلاتي باشد كه شخص خود را قادر به مقابله با آنها نمي بيند. صرف نظر از علت آن، شرايط حسي بدن به طرزي زيانبار تحت تأثير قرار مي گيرد و اهميت بيشتري براي نياز به يك محيط امن تر بوجودمي آيد.

هنگامي كه قهوه اي در وضعيت هشتم قرار مي گيرد، اين نياز به آسايش كلاً ردش ده می باشد. در اينجا، آسايش جسماني و ارضاي حسي به عنوان ضعفي تلقي مي شوند كه بايد بر آنها غلبه كرد. رد كننده رنگ قهوه اي خود را فردي تصور مي كند كه از قدرت مقاومت بيشتري برخوردار می باشد و مايل می باشد كه به عنوان يك «تكرو» بدرخشد. از نظر چنين شخصي، نه جنبه اجتماعي يا وابستگي متقابل رنگ قهوه اي، و نه برآوردن نيازهاي جسمانيش، هيچ يك اهميت ندارد. با اين وصف، اين سركوب توانايي لذت بردن ازاحساس جسماني شايد به آساني منجر به كمبود اضطراب آميزي گردد كه شكلي از فتار جبراين (مانند امكان فعاليت جنسي بي اراده) را به صورت کوشش براي تجربه كردن برخي احساس جسماني كه به شدت سركوب شده اند، ايجاب نمايد.

رنگ قهوه اي موقعي اهميت دارد كه در وضعيت هاي پنجم تا هفتم قرار نگيرد.

سياه (7)

سياه تيره ترين رتگ می باشد و در واقع خود را نفي مي كند. سياه نمايانگر مرز مطلقي می باشد كه در فراسوي آن زندگي متوقف مي گردد، و لذا بيانگر فكر پوچي و نابودي می باشد. سياه به معناي «نه» بوده و نقطه مقابل «بله» رنگ سفيد می باشد. سفيد به صفحه خالي مي ماند كه داستان را بايد روي آن نوشت وليسياه نقطه پاياني می باشد كه در فراسوي آن هيچ چيز وجود ندارد. در حالي كه سفيد در آزمايش لوشر گنجانده شده می باشد، سياه در شمار هشت رنگ نيست، ولي سياه وسفيد دو حد افراط و تفريط هستند و حكم آلفا[18] و امگا[19] را از لحاظ شروع و پايان دارند. در آزمايش هشت رنگ، نزديكترين رنگ به سفيد، زرد روشن می باشد. چنانكه سياه و زرد در يك گروه يافت شوند، در اين صورت نشانگر نوعي رفتار «افراطي» می باشد.

سياه، به عنوان نفي كننده خود، نشانگر ترك علاقه، تسليم يا انصراف نهايي بوده و از تأثير قوي بر هر رنگي كه همان گروه قرار گرفته باشد برخوردار می باشد و خصلت آن رتگ را مورد تأكيد و اهميت قرار مي دهد.

چنانكه سياه در نيمه اول اين آزمايش قرار گيرد (خصوصاً در سه وضعيت اول) منجر به رفتار جبراني از نوع افراطي مي گردد. هر كس كه سياه را در وضعيت اول انتخاب مي كند، چنين شخصي مي خواهد هر چيزي را نفي كند كه بيرون از دايره اعتراض لجوجانه او نسبت به وضع موجود می باشد كه در آن وي احساس مي كند هيچ چيز آن گونه كه بايد و شايد نيست. اين شخص در برابر سرنوشت، و يا دست كم در برابر سرنوشت خود، قد علم مي كند، و در معرض يك رفتار عجولانه و غيرعاقلانه در اين مورد مي باشد.

اگر سياه در وضعيت دوم باشد، شخص انتخاب كننده آن در مورد خودش عقيده دارد كه مايل به نفي هر چيز ديگري می باشد، به شرط اين كه وي بتواند واجد تمام صفاتي باشد كه رنگ مورد نظر او در وضعيت اول نشانگر آن مي باشد. مثلاً رنگ قرمز در وضعيت اول و سياه در وضعيت دوم باشد، در اين صورت مي توان توقع داشت كه اراضي آرزوها مبالغه شده به صورت رفتار جبراني كمبودهاي او ظاهر گردد. اگر آبي پس از سياه باشد، در اين حال مي توان توقع داشت كه شخص طالب آرامش مطلق می باشد تا توازن از دست رفته را دوباره مستقر كرده و برنایامي عاطفي خود غلبه نمايد. ولي اگر زرد قبل از سياه در دو وضعيت اول باشد، انتظار مي رود كه اقدامي سريع و مصيبت بار يا تغيير مسيري براي خاتمه دادن به مشكلات او صورت گيرد. تركيب خاكستري و سياه به اين معني می باشد كه حمايت كلاً عاري از درگيري، كمكي براي غلبه بر تحمل ناپذيري عمومي اوست.

سياه در وضعيت سوم نمايانگر نياز به رفتار جبراني می باشد كه از سوي رنگ هاي واقع در دو وضعيت اول انجام ميشود. نظير مورد رنگ خاكستري، رنگ هايي كه قبل از سياه در انتخاب اول و پس از سياه در انتخاب دوم ظاهر مي شوند، چنانكه در نيمه اول رديف رنگ قرار گيرند نشانگر اضطراب زياد و يك منبع ديگر اضطراب هستند.

قرار گرفتن سياه در وضعيت هشتم، از لحاظ آماري رايج ترين وضعيت بوده و بيانگريك آرزوي كم و بيش طبيعي می باشد كه نفي كننده هر چيز نمي باشد، و در كنترل اعمال و تصميمات خود او قرار دارد. معذالك وقتي اين وضعيت موردي از اضطراب باشد، از دست دادن يا محروم شدن از هر چيزي به صورت يك مسئله دشوار در مي آيد وچون فرد چشم پوشي از آن را بسيار ناراحت كننده مي يابد لذا خطر توقع زياد را مي پذيرد.

1- شهوت جنسي (Eroticism) اصطلاحي می باشد در روانكاوي.

2- بارآوري (Productivity) اصطلاحي می باشد كه «اريش فروم» براي توصيف رشسد روانشناسي و سود بخشي عمومي طلاق مي كند. اين اصطلاح تا حدودي مترادف با «خلاقيت» می باشد.

3- عيد پنجاهه (Pentrcost) يكي از اعياد مقدس در دين يهود می باشد كه به مناسبت نزول تورات برگزار مي گردد و به آن «عيد گلريزان» نيز مي گويند.

1- بي اختيار (Impulsive) به عملي گفته مي گردد كه پاسخ فوري و بدون تفكر در برابر ظهرو يك محرك می باشد.

2- خود محور گرائي (Egocentricity) معاذل «خود محوري» می باشد.

3- Nymphomania

4- Satyr

5- Frigidity

1- خودآزاري يا «مازو خيسم» (Masochism) در اصطلاح روانكاوي يكي از انواع انحراف هاي جنسي می باشد كه در آن، ارضاي جنسي از طريق درد كشيدن انجام مي گيرد و به دو شكل ظاهر مي گردد: (1) خودآزاري بدني (كتك زدن و آزار جسماني خود) (2) خودآزاري عقلي يا نمادي (از اين كه مي بينيد تحقير مي گردد و مورد بي مهري قرار مي گيرد، لذت مي برد). خود آزاري در معناي عام آن عبارت می باشد از تمايل شخ به لذت بردن از تحمل رنج و شكنجه اي كه از فرد مورد علاقه اش به وي مي رسد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

1- جنبه ارتجاعي و برگشتي (Resilience) به زبان ساده تر يعني برگرداندن شخص به حالت متعادل قبلي.

1- تلقين (Suggestion) عملي می باشد كه از طريق آن يك نفر، بدون بحث و سلطه يا فشار و اجبار، ديگري را به انجام يك اقدام يا قبول يك فكر تشويق مي كند. كليه تأثيرات خوب يابد كه ما را مجبور مي سازد تغييراتي در افكار و اعمال خود بدهيم، اصطلاحاً تلقين ناميده مي گردد.

2- تشنج (Spasm) به انقباض شديد و غيرارادي و معمولاً دردناك در يك يا گروهي از عضلات گفته مي گردد.

دسته بندی : هنر

پاسخ دهید